دارم سبزی خورد می کنم
که بازم یادم میره کیم؟
میپرم وسط اون خواب تکراری
که توش همیشه من یه سیب کرم خورده ام.
فکر می کنم به اینکه چقدر نظریه تناسخ درسته؟!
یکی نیست بهم بگه سبزیت رو پاک کن!
راستی داشتم خورد می کردم!
--------
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با اجازه نویسنده و ذکر منبع مجاز میباشد.
ادامه...
"-مشکلت چیه؟ میگن افسردگیه -چه جالب منم افسردگی دارم حالا چه نوعی هست؟ مگه نوع داره -اره خب مثلا به من گفتن دوقطبیه. البته این نوع افسردگی خیلی نادره مال اونایی که خیلی باهوشن"
چینی نازک تنهایی من هم میشکند چینی نازک تنهایی ما هم میشکند ولی همه می خواهند نفهمند که تنهایی را شکستن قدرت میخواهد به همین سادگی اگر بود که سهراب دیده بود که من اینگونه نبودم تا به حالا باید هزاران پارچه کاسه بشقاب چینی از تنهایی ام را از سرویسم دور می انداختم. هااااااااااااااااا؟
ممکنه کمی در مورد پست ؛همیشه دوست داشتم اینطور باشم خواستنی اما دست نیافتنی و ماجرایآن توضیح دهید (میدانید که جریان از چه قرار هست - مانند پست های قبلی که در موردش صحبت کرده بودیم...)
آیا شما ارشیو وبلاگی که پاک شده رو نگه داشتید؟؟ چشم هر وقت در مسنجر ملاقاتتون کردم. توضیح می دم ضمننا ممنون که هنوزبهم سر می زنید.
"-مشکلت چیه؟
میگن افسردگیه
-چه جالب منم افسردگی دارم حالا چه نوعی هست؟
مگه نوع داره
-اره خب مثلا به من گفتن دوقطبیه. البته این نوع افسردگی خیلی نادره
مال اونایی که خیلی باهوشن"
"همین بود
همان که برایش می مردی
همین که تمام می شود عاشقانه هایش
در گره دوم کراواتش ؟
این بی دریغ ترین واژه ها
این عاشقانه را
این من ، این من ، این من را
این گونه از خود
چرا دریغ کردی ، چرا ؟"
خیلی فاز داد کامنت قبلی ، خوبی ؟! :دی
نه به خوبی شما.
من که آمدم
تو هم بیا
اصلا با هم میشکنیمش
اگر آمدی
جیغ بکش
بگذار بشکند این چینی تنهایی من.
خانوم اجازه؟!این مطالب برا ما سنگینه نمیفهمیم یعنی چی!!میشه زیر دیپلم توضیح بدید؟!!!
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
سهراب سپهری
از این جوابت به محمدرضا فقط سهراب سپهری رو فهمیدم!!!
فداتون
بی خیال.
چینی نازک تنهایی من هم میشکند
چینی نازک تنهایی ما هم میشکند
ولی همه می خواهند نفهمند که تنهایی را شکستن
قدرت میخواهد
به همین سادگی اگر بود که سهراب دیده بود که من اینگونه نبودم
تا به حالا باید هزاران پارچه کاسه بشقاب چینی از تنهایی ام را
از سرویسم دور می انداختم.
هااااااااااااااااا؟
تصدقت ..
آها الان فکر کنم فهمیدم چی شد!!
حالا کی بیاد؟

منتظر کسی هستی؟
یعنی کی میتونه باشه این وقت روز؟
دل من دست همه س مثل تلفن همگانی...!؟
فکر کنم چینیه ترکید منفرج(!) شد!
این کامنت مینی مال خوبی میشه.
"دل من دست همه س مثل تلفن همگانی"
سلام
ممکنه کمی در مورد پست ؛همیشه دوست داشتم اینطور باشم خواستنی اما دست نیافتنی و ماجرایآن توضیح دهید (میدانید که جریان از چه قرار هست - مانند پست های قبلی که در موردش صحبت کرده بودیم...)
آیا شما ارشیو وبلاگی که پاک شده رو نگه داشتید؟؟
چشم هر وقت در مسنجر ملاقاتتون کردم. توضیح می دم
ضمننا ممنون که هنوزبهم سر می زنید.
دِ..بنویس خب!
نمی یاد.
توان امدن ندارم که وسعت تنهاییت مراغرق می کند.بگذار با تنهاییت به تنهایی سر کنم
اغلب یادداشت هات آشناست. ولی برخی شون حرف دل است. مثل همین
فدای سرش
گفتم که فراق را نبینم ، دیدم آمد به سرم از آنچه می ترسیدم
نوحی به هزار سال یک طوفان دید ، من نوح نیم و هزار طوفان دیدم . . .
مث همیشه بی نظیر...
آره . خوبه که یه سری رودربایستی هارو بذاریم کنار .
خوب اومدی... واقعاً