مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 دی ماه سال 1390
توسط: ماهک

کسالت#!

خسته ام 

 بسکه کوتاه نفس کشیدم این آه های بلند را  

و نمردم

و نمردم بسکه گفتم و نفهیدی 

بسکه فهمیدم و نگفتی.

و ندانستی این 32 حرف الفبا به چه کارت می‌آید؟

کسلم

حتی از شنیدن اینکه می‌آیی  

می آیی که بمانی 

که بگویی دوستم داری

پای رفتنم نیست 

نای مردن ندارم

 نفرین به عقربه های تنبل این ساعت  

چه ارام میروند و مرا از فکر تو بیرون نمی برند. 

 تلخم 

 هوای تو را ندارم 

مانده ام چرا نفس بکشم ؟

دوشنبه 12 مهر ماه سال 1389
توسط: ماهک

فاصله فقط یه سنگه

می شینم روبروت خیلی دیر شده 

واسه گفتن "دوستت دارم"

اما میگم و تو هیچی نمی گی. 

درد و دل می کنم ،هیچی نمی گی.

گلایه می کنم، غر می زنم، هیچی نمیگی 

داد می زنم، مشت می کوبم،اما بازم هیچی نمیگی 

و بعد منم دیگه هیچی نمیگم 

زل می زنم 

به اسم حکاکی شدت روی سنگ 

به جای فرضیِ چشمات،‌به نوشته های تکراری 

و بعد سرم رو می ذارم رو شونه های سنگ قبرت و زار می زنم.

نه!

فاصله ی من از تو فرسنگها نبود

همیشه یه سنگه 

دیروز دل سنگیه من بود 

امروز سنگ قبر تو.

پ ن: هیچ توضیحی تکمیلی راجع به این نوشته ندارم که بدم. لطفا سوال نفرمایید.

پنجشنبه 8 مهر ماه سال 1389
توسط: ماهک

مینی #1

چینی نازک تنهایی من 

فدای سرت 

بیا!

یکشنبه 4 مهر ماه سال 1389
توسط: ماهک

با افسردگی هم حتی

-مشکلت چیه؟ 

   میگن افسردگیه 

-چه جالب منم افسردگی دارم حالا چه نوعی هست؟ 

   مگه نوع داره 

-اره خب مثلا به من گفتن دوقطبیه. البته این نوع افسردگی خیلی نادره
مال اونایی که خیلی باهوشن.

 

(دیده بودیم با همه چی کلاس میذارن اما با افسردگی هم حتی) 

 

مکالمه دو بیمار بغل دستی

مطب دکتر اعصاب و روان 

پنجشنبه 1 مهر ماه سال 1389
توسط: ماهک

هر گونه کپی برداری را دوست ندارم

این مطلب رمزدار است. در صورت نیاز رمز آنرا از نویسنده مطلب دریافت نمایید.
رمز عبور:
پنجشنبه 1 مهر ماه سال 1389
توسط: ماهک

دلم براتون لک زده بود.

 شاید حرفی نداشتم برای گفتن 

یا شاید روزه ی وبلاگ نویسی گرفته بودم  

شاید حالم مساعد نبود  

شایدم رفته بودم تعطیلات

شاید خواستم ببینم کی سراغم رو می گیره  

  

اما از این یکی مطمئن باشید که دلم براتون تنگ شده بود. 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه 14 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

گمت کرده ام!

 

 خدایا بگو

وقتی
باران تهمت هایشان شدت می گرفت
چرا
 دستهای بی کسی من
خالی از چترِ بودنِ تو بود؟

 

 

جمعه 12 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

کی روز قدس می شود برای فلسطین ما؟؟

خواهر فلسطینی من! هر سال خیابانهای شهر ما، فریاد می کشند و تقاص می خواهند برای ظلمی که به تو روا  شد و ظالمان را به شعار مرگ بادا می بندند و مدام رسانه های ما تمام جنایاتی که در حقتان روا می شود را مو به مو گزارش می دهند. بی خانمانی تان، کشته شدن مردان، زنان و کودکانتان را، همه جهان می دانند که کجا در کدام خیابانتان کدام برادرت چطور به شهادت رسید. کدام خواهرت چطور مجروح شد. جواب کدام سنگتان را با گلوله دادند.

اما چه کسی می داند اینجا فلسطین است و هیچ کس از روزهای سیاهی که بر ما گذشت و می گذرد با خبر نیست، هیچ رسانه ای درد ما را تمام نگفت! فریادهایمان خفه شد! ما اینجا شمار تمام شهیدانتان یک به یک داریم، اما شمار عزیزانی که از دست داده و می دهیم را هیچ کس ندارد. همین ها که درد شما را جار می زنند. همین هایی هستند که ما را خفه می کنند. همین هایی که از کشته شدن برادران شما عزا دارند، برادران مرا به خون کشیدند. همین هایی که دنبال گرفتن حق شما از باطلند. تمام حق ما را باطل کردند. همین ها... همین ها! به نام دینت خواهر فلسطینی من! کی به تو تجاوز شد! بیگانه بود آنکه خانه ات را خراب کرد. نامسلمان بود، کسی که برادرت را کشت. هیچ کس به شهیدانتان، تهمت بی دینی و بی بندوباری نزد. تو اگر حقت را خواستی به چشم هیچ کس، خس و خاشاک نشدی. بیگانه ها سرزمین تو را غصب کرده اند ، برادرت تو را به گلوله نبست. آری، درد تو دردیست گفتنی. شرم باد بر دردی که ما می کشیم! نمی دانید اینجا آزادی است که غصب شده، ما زخم خورده از خنجر خودی هستیم تو بگو درد مان را به که گلایه بریم؟ کی روز قدس می شود برای فلسطین ما؟

جمعه 12 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

گنگی واژه ها

برای بیان احساسم به تو

تمام روز ذهنم
به دنبال واژه ها دوید  

و شب
وقتی از خستگی جان داد 

تنها یک دوستت دارم خالی
میان انگشتهایش له شده بود. 

 

 

پنجشنبه 11 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

عشق دست دوزه من!

انگار بچه شده باشم به عروسک دختر همسایه حسودیم شده.

همیشه این جور موقع ها واسه اینکه غصه نخورم می رفتم سراغ آشغال پارچه های کمد خیاطی مامان.
می نشستم و واسه خودم عروسک می دوختم. هیچ وقت به قشنگی عروسک دختر همسایه نمی شده نه گریه میکرد و نه می خندید،حتی چشاشم باز و بسته نمی شد. اما اونقدر سوزن به انگشتم می رفت که با همه کم و کسری که داشت واسم از عروسک های مغازه ای  دوست داشتنی تر بود.  

  

حکایت عشقم مث همین عروسک دست دوزه،
 شبیه اون چیزی نیست که آرزوش رو داشتی
توی هیچ مغازه ای پیداش نمی کنی
قیمتش رو نمی دونی  

خواستنی میشه فقط چون

 جای سوزاناش روی انگشتهای دلت میمونه!

چهارشنبه 10 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

نمی دانم تو می دانی؟؟

این مطلب رمزدار است. در صورت نیاز رمز آنرا از نویسنده مطلب دریافت نمایید.
رمز عبور:
سه شنبه 9 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

وبلاگ نویسان روزتان مبارک.

 

پنج وبلاگ منتخب از دیدگاه من:

پارازیت های یک ذهن:
گاهی دهانت باز می امدند از اعجازی که با قلمش میکند و میانه ی پستهای طولیش آب دهانم راه می افتد باور نمی کنم این همان حروف الفبا باشد و دلم می خواهد چشم بزنم  قلمش را.   

کوریون:
"پژواک می شوی در من ، ناچار می کنی که بر توده سنگی ، فریاد کرده باشم" 

قلاچ:
همه چیزش تک است از نام وبلاگش تا سبک نوشتنش!  

دیازپام:
 به خنده هایی تلخ عادتت می دهد و به گریه هایی از سر شادی! 

فیل‌سوف روانی:
از دردهای بلند می نویسد، که آه های من میانشان مقطع می شود. 

 

 

پ ن1: شانزدهم شهریور ماه، نهمین سالروز تولد نخستین وبلاگ فارسی ( وبلاگ سلمان ) خواهد بود که این روز ملّقب است به روز تولد بلاگستان فارسی. به همین مناسبت به عنوان عضو کوچکی از جامعه‌ی عظیم بلاگستان، پیشنهاد می‌کنم که علاوه بر انتشار پست ویژه‌ی روز جهانی وبلاگ، بلاگ‌نویسان فارسی زبان در روز شانزدهم شهریور ماه بصورت منسجم مطالبی را درباره‌ی «وبلاگ‌ها و وبلاگ‌نویسان ایرانی» در وبلاگ‌شان منتشر کنند. ( آدرس منبع) ، روز جهانی وبلاگ  

 پ ن2:چهار روز وقتم را  گرفت این حذف و اضافه ها، بعد از انتخاباتی که حق انتخابمان را به گُه برد

 دیگر حق انتخاب واژه ای ناملموس شده، نمی گنجد!  باور کنید خیلی سخت بود!
شرمنده‌ام از تمامی بلاگرهایی که جای نام وبلاگشان هرچند شایسته در بین این پست خالیست.   

یکشنبه 7 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

برگ چهارم

زمین
من از تو آبستن دردی هستم
که هیچ گاه موعد زایمانش نمی رسد.

یکشنبه 7 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

برگ سوم

 

در دستهای تو قحطی آرامش است
می دانم، تو بازهم بر دلشوره های من
نمک می پاشی.

شنبه 6 شهریور ماه سال 1389
توسط: ماهک

به مناسبت ماه رمضان خدای مضاعف در دست بررسی!

 خدایش سخت می گیری، اوضاع فرقی نکرده. 

خوب نگاه کنی می بینی این همون آقاست با زر مضاعف! 

 اینجا همون ایرانه با خفقان مضاعف!
همون خیابوناست البته با درگیریهای مضاعف! 

ما همون مردمیم با خس و خاشاک مضاعف!

کسی اعتراضی نداره، این همون پیاده رو هاست با عابران مضاعف!

 ببین دنیای مجازیمون هم دست نخورده مث قبله منتها با فیلتر های مضاعف!  

قبرستونم همون قبرستونه البته با مرده های مضاعف!

 هنوزم بدحجابیم حتی با مقنعه های مضاعف! 

 ما زنده ایم اما با آرزوی مرگ مضاعف!

این مضاعفات یه هو به ذهن مبارکشون نرسیده بلکه این اضافات همون صندوقهای رایه با آرای مضاعف!  

هرچند خودمون هم اضافی ایم اما باور کنی یا نکنی داریم میریم به سمت جمعیت مضاعف! راستی به مناسبت ماه مبارک رمضان پروژه خدای مضاعف هم در دست بررسیه. 

 

 پ ن: و ما چندین شعبه دیگه هم می زنیم به این میگن وبلاگ مضاعف به دلیل فیلتر مضاعف!

لــــــوت